تبلیغات
همسرداری - سفارشات و هدایاى امام زمان (علیه السلام) به آیة اللّه نجفى

جستجو

 

سفارشات و هدایاى امام زمان (علیه السلام) به آیة اللّه نجفى

جمعه 14 تیر 1392   05:59 ب.ظ


نوع مطلب :

ابت للّه نجفى مرعشى مى گوید: (در اقامتم در سامرّاء شبهایى را در سرداب مقدّس بیتوته کردم؛ آن هم شبهاى زمستانی. در یکى از شبها آخر شب، صداى پایى شنیدم با این که درب سرداب بسته بود وقفل بود ترسیدم، زیرا عدّه اى از دشمنان اهلبیت (علیهم السلام) به دنبال کشتن من بودند. شمعى که همراه داشتم نیز خاموش شده بود.

ناگاه صداى دلربایى شنیدم که سلام داد به این نحو: (سلامٌ علیکم یا سیّد) ونام مرا برد.

جواب داده گفتم: (شما کیستید؟)

فرمود: (یکى از بنى اعمام تو).

گفتم: (درب بسته بود از کجا آمدى؟)

فرمود: (خداوند بر هر چیزى قدرت دارد).

پرسیدم: (اهل کجایید؟)

فرمود: (حجاز).

سپس سیّد حجازى فرمود: (به چه جهت آمده اى اینجا در این وقت شب؟) گفتم: (به جهت حاجتهایی).

فرمود: (برآورده شد).

سپس سفارش فرمود بر نماز جماعت ومطالعه در فقه وحدیث وتفسیر.

و تأکید فرمود در صله رحم ورعایت حقوق استاد ومعلّمین،

ونیز سفارش فرمود به مطالعه وحفظ نهج البلاغه وحفظ دعاهاى صحیفه سجّادیّه.

از ایشان خواستم درباره من دعا فرماید. پس دست بلند کرده به این نحو دعایم کرد: (خدایا به حقّ پیغمبر وآل او، موفّق کن این سیّد را براى خدمت شرع وبچشان بر او شیرینى مناجاتت را وقرار بده دوستى او را در دلهاى مردم وحفظ کن او را از شرّ وکیدشیاطین، مخصوصاً حسد).

در بین گفتارش فرمود: (با من تربت سیّد الشّهداء (علیه السلام) است، تربت اصل که با چیزى مخلوط نشده).

پس چند مثقالى کرامت فرمود وهمیشه مقدارى از آن نزد من بود. چنانکه انگشترى عقیق نیز عطا فرمود که همیشه با من هست وآثار بزرگى را از اینها مشاهده کردم.

بعد از این، آن سیّد حجازى از نظرم غایب شد).

(کتاب قبسات – منتخبات ابن العلم – منتقم حقیقى)

ارسالی از دوست عزیزم آقای عزیز خانی



نوشته شده توسط : محمد